محمد مهدى ملايرى
124
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
پس از اين دوران دورههاى ديگرى هم بر تاريخ اين سرزمين گذشتهاند كه چنين آثار زيانبارى بر فكر و فرهنگ همه يا بخشى از مردم آن داشتهاند كه معروفترين آنها دوران مغول است كه دربارهء آن زياد گفته و نوشته شده ولى
--> آنهائى را هم كه اخبار گذشتهء آنجا را مىدانستند و معلّمانى را هم كه آن معلومات را به ديگران مىآموختند همه را نابود ساخت و تاريخ قديم آنها هم به هجرى اسلامى تغيير يافت ، اخبار آنجا هم پوشيده ماند . و مسلّم است كه آن اخبارى كه پوشيده مانده همان اخبارى بوده كه مىبايستى به وسيلهء همان دانشمندان و هيربدان و نويسندگان و معلّمان قديم خوارزم كه قتيبه همه را كشته بود به آيندگان منتقل شود يعنى اخبار پيش از اسلام آنجا نه اخبار بعد از اسلام آنجا كه از وقتى شروع مىشد كه آن گروه آگاهان و فرزانگان ديگر در اين جهان نبودند . و جاى آنها را قتيبه و ياران او گرفته بودند كه همه هم سرزنده و خبرساز بودند و براى دانستن اخبار آنها و اعقاب آنها نيازى به آن فرزانگان قديم نبود . و اين هم گفتنى است كه با اين كه استاد فقيد جلال الدين همائى در مقدمه پربارى كه در شرححال ابو ريحان بر كار عالمانهء خود تصحيح و تحقيق كتاب التفهيم افزوده همين معنى را در ترجمهء عبارت بيرونى آورده ولى باز اين نكته يعنى تحريف قبل به بعد از نظر تيزبين آن مرحوم پوشيده مانده است . شايد بهتر باشد كه براى توضيح بيشتر اين مطلب عين عبارت آن استاد هم در اينجا نقل شود : « بيرونى از قتيبة بن مسلم باهلى كه فاتح خوارزم بود با لحنى نفرتآميز و زبان و بيانى كه حاكى از كمال تأثّر و تألّم درونى اوست حكايت ، و با تلويحى ابلغ از تصريح رفتار او را تقبيح مىكند كه بىرحمى و تباهكارى را از حد بدر برد ؛ چرا كه پس از فتح خوارزم جميع دانشمندان و هيربدان و اهل خط و سواد را بكشت ، و كتب و صحايف و نوشتهها همه را بسوخت ، چنان كه اهالى خوارزم پس از آن حادثه مانند اعراب جاهلى امى عامى شدند و از آن پس هرچه مىگفتند از حفظ و نقل از زبان به زبان بود ، و به همينسبب تمدن و فرهنگ اصيل قديم خوارزمى از ميان رفت و چندان اثر و خبر صحيح بهترى از آن به دورههاى بعد از اسلام نرسيد ( التفهيم ، لاوائل صناعة التنجيم ، چاپ دوم ، تهران ، 1362 ، ص 68 ) و آنچه از نظر آن استاد به دور مانده اين است كه اين معنى در صورتى از عبارت بيرونى مفهوم مىگردد كه پايان آن بدينصورت باشد . « . . . فخفيت لذلك خفاء لا يتوصّل معه الى معرفة حقايق ماقبل عهد الاسلام به » و عبارت كنونى الاثار الباقية بدينصورت نيست . اين هم ناگفته نماند كه نويسنده اين سطور هم هنگامى كه سالها پيش از اين در جائى دربارهء نابود شدن قسمتى از آثار ايرانى در حملهء عربها به همين نوشتهء بيرونى اشاره كرده و قسمتى از آن را از همين چاپ كتاب الآثار الباقيه كه هماكنون مورد مراجعه است نقل كرده بودم به اين تحريف توجه نداشته و از آن ذكرى نكردهام . ( ن . ك . فرهنگ ايرانى و تأثير آن در تمدّن اسلام و عرب ، چاپ اول تهران 1323 ه . ش . ص 22 - 23 ) .